Rate this post

چگونه به گنج درون خود دست پیدا کنیم؟

از اولین روز تولد بشریت تا کنون انسان‌های متعددی در دنیا توانسته‌اند به گنج درون خود دست پیدا کنند و در زمینه‌های مختلفی مانند ثروت، سلامتی، عشق و شفای بیماری صعب العلاج از آن استفاده کنند. معجزات متعددی که در شفای بیماران، موفقیت‌های چشمگیر و … شنیده‌ایم همه و همه فقط از یک اصل پیروی می‌کنند.

 دست یابی به گنج درون

همه ما در طول عمرمان بارها در مورد موفقیت این افراد و گنج درون مطالب زیادی شنیده و روزهای زیادی در زندگیمان بوده است که در آرزوی رخ دادن یک معجزه برای رسیدن به این گنج سپری شده باشد. اما دیگر نگران نباشید ما اینجا هستیم تا به شما بگوییم، گنج درون از آنچه فکر می‌کنید به شما نزدیک‌تر است. آنقدر نزدیک که از دانستن آن شگفت زده خواهید شد.

گفتنی است در درون همه انسان‌ها این گنج عظیم نهفته است و تنها تفاوت شما با انسان‌های موفق در این است که آن‌ها به این گنج دست پیدا کرده‌اند. پس اولین و شاید اصلی ترین قدمی که در این مقاله به شما آموزش می‌دهیم راه دستیابی به گنج درون است. جالب است بدانید پس از دست‌یابی به این گنج شما نه تنها کلید شفای هر بیماری، بلکه کلید هر موفقیت را در دستان خود خواهید داشت. خب بیایید با این گنج که نیروی ضمیر باطن نامیده می‌شود، بیشتر آشنا شویم.

پس لبخند بزنید و در ادامه مقاله با ما همراه باشید.

ذهن ناخودآگاه یا ضمیر باطن

شما فقط یک ذهن دارید. این ذهن دارای دو جنبه متفاوت است که ذهن خودآگاه و ناخودآگاه نامیده می‌شود.

هر فکری که در طول روز و درهر لحظه می‌کنید در بخش ذهن خودآگاه شما صورت می‌پذیرد. در واقع ذهن خودآگاه همان ذهن تعقل‌گرای شماست که به انتخاب می‌پردازد. شما با این بخش ذهن است که تصمیم می‌گیرید. دقت کنید تمام تصمیمات شما در این قسمت و با انتخاب خودتان صورت می‌گیرد.بعد از این مرحله شما همانند یک ناخدای کشتی با دستورات خود که همان افکار شما هستند برای بخش دیگر ذهن یعنی ناخودآگاهتان دستور صادر می‌کنید. ناخودآگاه شما مانند ملوانان آن کشتی، فرمان‌ها را دریافت می‌کند و نتیجه عمل به آن‌ها هدایت کشتی زندگی به سمت درست یا غلط خواهد بود.

این ذهن ناخودآگاه که با نام‌های دیگر ضمیر باطن یا من بزرگ نیز شناخته می‌شود، همه به یک مفهوم و در اختیار تمام و کمال شما قرار دارد. ناخودآگاه شما پاسخ تمامی مسائل را در خود دارد و می‌تواند شما را درمان کند. تنها کافی است که به آن راه پیدا کنید.

به قدرتی که ضمیر باطن در شفا دادن،الهام بخشیدن، تقویت کردن و خوشبخت نمودن شما دارد ایمان داشته باشید.

گفتنی است از ویژگی‌های بارز و مهم ضمیر باطن می‌توان به پذیرش بی‌قید و شرط افکار اشاره کرد. ضمیر ناخودآگاه شما بسیار مطیع و حرف گوش کن است تا حدی که به هیچ عنوان در مقابل فرامین به استدلال و جر و بحث با شما نمی‌پردازد و این مطیع بودن درست همان ویژگی است که راه دست یافتن به گنج درون را به ما نشان خواهد داد.

راه دستیابی به گنج درون

همانطور که در بخش قبل گفتیم تمام افکار و تصمیمات شما توسط بخش خودآگاه گرفته می‌شود و در مقابل، بخش ناخودآگاه شما بی‌قید و شرط آن را پذیرفته و عمل می‌کند و به مرحله اجرا در می‌آورد. توجه کنید که به هیچ عنوان اهمیت ندارد که افکار شما مثبت یا منفی، دروغ یا راست، نزدیک یا دور، دست یافتنی یا نیافتنی و یا هر چیز دیگری باشد، هر آنچه که هست، ذهن ناخودآگاه آن را انجام خواهد داد. پس سلامتی و خوشبتی را در افکارتان انتخاب کنید تا به ضمیر باطن نفوذ کرده و در پاسخ سلامتی و خوشبختی را دریافت کنید. به همین سادگی معجزه شفا را مشاهده خواهید کرد.

در واقع قدرت فکر کردن شما وسیله رسیدن به گنج نیروی ضمیر باطن شماست. پس فکر درست و سالم را انتخاب کنید.

توجه کنید که ضمیر باطن شما در سراسر شبانه روز بیدار است، به‌طور دائم در حال کار و فعالیت است و ثمره اندیشه‌هایتان را حتماً در عمل به شما نشان خواهد داد. می‌توان گفت، نیروی این ضمیر تا حدی است که می‌تواند فرد معلول را از جا بلند کند، می‌تواند ذهن آشفته و قلب شکسته را التیام بخشد و دروازه ذهن را باز کند و شما را از کلیه اسارت‌های مادی و معنوی رهایی بخشد.بیایید نمونه‌ای از قدرت ضمیر باطن را برایتان تعریف کنیم.

در کریسمس گذشته، یک دانشجوی جوان دانشگاه به یک ساک گرانبهای زیبای سفری در ویترین مغازه خیره شد. او در صدد بود تا به خود بگوید: من نمی‌توانم آن ساک را بخرم، اما به یاد آورد که هرگز نباید یک جمله منفی را کامل کند و فوراً آن را معکوس کرد و گفت: این ساک مال من است. من در عالم خیال ترتیبی می‌دهم که آن ساک به من تعلق داشته باشد و ضمیر باطنم به من کمک خواهد کرد که آن را تصاحب کنم. ساعت 8 آن روز نامزد این دختر ساکی به او هدیه داد که عیناً شبیه ساکی بود که صبح آن روز دیده بود. او دهن خود را پر از انتظار برای دریافت ساک نموده و این اندیشه را به ذهن آگاه‌تر خود منتقل کرده بود. آری او فقط فکر خود را تغییر داد و به گنجینه ابدی خود، گنج درون که همان نیروی ضمیر باطن است، دست یافته بود.

نقش باور و تلقین

قانون ذهن شما قانون باور است و همین باورهای شما است که اندیشه‌ و تفکرات شما را شکل می‌دهد. بهتر است بدانید که تمامی تجارب، شرایط، حوادث و اعمال شما در واقعیت نیز عکس العمل ضمیر باطن شما به اندیشه‌هایتان است. به زبان ساده‌تر همانطور که آب، شکل ظرفی که در آن ریخته‌اید را به خود می‌گیرد، اصل زندگی درون شما هم طبق باورها و ماهیت افکارتان جریان می‌یابد.

پس باورهای خود را تغییر دهید تا سرنوشت شما تغییر کند.

بیایید با استفاده از قدرت انتخابی که دارید، شعور خودآگاه خود را با افکار خوب و سازنده مشغول کنید، بیایید از باور داشتن چیزهای نادرست و برخلاف واقع مانند ترس و خرافات و نیز از تلقینات غلط به ضمیر باطن خود دست بردارید، زیرا ضمیر باطن، آن‌ها را هر چه که باشند، درست تلقی می‌کند. حال این سوال پیش می‌آید که این کار را چگونه انجام داده و با چه روشی از باورهای غلط رهایی پیدا کنیم؟ پاسخ شما این است که به طور مستمر افکار مثبت و سازنده را به آن تلقین کنید و عادت تفکر سالم را در خود به وجود آورید.

ضمیر باطن شما کانون عادت است.

از تلقین می‌توان برای منضبط کردن و تحت کنترل درآوردن نفس خود استفاده کنید و از نیروی شگفت انگیز آن بهره مند شد. مثلاً زنی حدوداً 75 ساله عادت داشت به خود بگوید: « من هر روز حافظه ام را از دست می‌دهم.» و این امر در حافظه او به طور جدی اثر منفی گذاشته بود. او عادت خود را معکوس کرد و روزانه چنیدن بار با خود تکرار می‌کرد: «حافظه من از امروز از هر جهت بهتر می‌شود. من هر چه را که باید بدانم و در هر لحظه که بخواهم به یاد می‌آورم….» در پایان سه هفته حافظه او به صورت سابق درآمد و از اینکه حافظه‌اش را به دست آورده بود بسیار خوشحال بود. او توانست با تلقین مثبت و صحیح، نتیجه دلخواه خود را دریافت کند و به باور غلط خود پایان دهد.

قدرت تلقین را هرگز دست کم نگیرید. تلقین دارای چنان قدرتی است که گاهی تلقینات و گفته‌های منفی دیگران می‌تواند تأثیرات مخربی مخربی بر روی شما بگذارد. با این حال باز هم نگران نباشید. چون برای در امان ماندن از تلقینات دیگران هم راهی وجود دارد. به مثال زیر توجه کنید.

فرض کنید که شما به یک مسافر ترسو که سوار کشتی شده بگویید: تو خیلی بیمار به نظر می‌رسی!چقدر رنگت زرد است. من مطمئنم به دریازدگی مبتلا خواهی شد. باید استراحت کنی. با این حرف رنگ از رخسار مسافر می‌پرد و تداعی تلقینات منفی شما، که او آن را قبول کرده است در واقعیت و عملاً ظاهر می‌شود.

حال تصور کنید به نزد یک دریانورد که روی کشتی است بروید و از روی همدردی به او بگویید: دوست عزیز، تو خیلی مریض به نظر می‌آیی. آیا ناخوشی؟ به نظرم می‌خواهی دچار دریازدگی شوی. او حتماً یا به شما می‌خندد یا می‌تواند از حرف شما عصبانی شود. تلقین حرف‌های شما در او این تفکر و اندیشه را به وجود می‌آورد که من از ابتلا به چنین کسالتی مصون هستم. او وضعیت سلامت خود را عمیقاً باور دارد و تلقین منفی شما را قبول نکرده است.

خب در هر دو مورد تلقین یکسان به دو نفر داده شد، پس چرا عکس العمل‌ها متفاوت بود؟ جواب ساده است. دریانورد به طور کل حرف شما را باور نداشته و در وجود خود ترسی از دریازدگی ندارد. او به نفس خود مطمئن بوده و می‌داند نسبت به دریازدگی مصونیت دارد. اما در مورد مسافر این‌طور نبود. به راحتی می‌توان تشخیص داد در این فرد ترس از دریازدگی وجود دارد که با تلقین یک نفر به وضوح آشکار شده است. پس در پشت عملی شدن یا نشدن هر تلقینی یک باور قوی وجود دارد. بدانید تلقین دیگران فی‌نفسه قدرتی ندارد مگر اندیشه و باور ما آن را قبول کند.

بهتر است همیشه دقت کنید تا تلقینات منفی را از خود طرد کرده و آن را قبول نکنید. این کار را می‌توان از طریق بررسی افکار و باورهای خود انجام دهید و اگر باور مخربی از گذشته درون شما شکل گرفته است و یا موضوع خاصی شما را دچار ترس و یا هر احساس منفی دیگر می‌کند، با تلقین مثبت به ذهنتان افکار مخرب را از مغز خود دور سازید.

جالب است بدانید بسیاری از مطالبی که از کودکی به شما تزریق شده است بیشتر به این قصد بوده که شما را تحت کنترل قرار داده و در شما ترس ایجاد کند. همچنین تلقینات زیادی که در محیط‌های اجتماعی مانند ادارات، باشگاه و… در جریان است به منظور این است که مانند دیگران فکر و احساس کنید و به نفع آن‌ها در زندگی گام بردارید. پس هر چه سریع‌تر از آن‌‌ها رها شوید.

تلقینات دیگران ابداً در شما نفوذ نخواهند کرد مگر اینکه شما خود به وسیله افکارتان به این تلقینات قدرت ببخشید.

 

چند جمله نمونه برای تصحیح باور و تلقین درست

در خاتمه بخشی از عبارات کاربردی که می‌توانید برای تغییر باورهای خود و تلقین مثبت در شرایط مختلف از آن استفاده کنید فهرست شده است، توجه کنید که هر عبارت و جمله‌ای که باعث به وجود آمدن باور درست و سالم در شما باشد قابل استفاده خواهد بود.

  • نگویید: من نمی‌توانم بر این همه ترس غلبه کنم. بلکه به جای آن بگویید: من می‌توانم توسط ضمیر باطنم هر کاری را انجام دهم.
  • نگویید: من از عهده خرید فلان وسیله برنمی‌آیم. بگویید: من آن را می‌خرم.
  • نگویید: راه نجات وجود ندارد. کارم تمام است. راهی که در آن گام برمی‌دارم بسته است، هیچ جوابی برای رهایی از وضعیت خود پیدا نمی‌کنم. بگویید: ضمیر باطن من جواب را می‌داند و هم اکنون پاسخ را خواهد داد. من تشکر می‌کنم چون می‌دانم هوش بی‌کران ضمیر باطن من که همه چیز را می‌داند اکنون دارد پاسخی برای این سوال پیدا می‌کند.

پس یک بار دیگر با هم مرور می‌کنیم:

  • همه انسان‌ها دارای گنج عظیمی درون خود به نام نیروی ضمیر باطن هستند و رمز موفقیت دست یابی به این نیرو است.
  • ضمیر باطن اجرا کننده بی‌چون و چرای افکار ما است.
  • برای دستیابی به نیروی گنج درون، کافی است افکار درست را در هر زمینه‌ای از زندگی به اراده خود انتخاب کنیم.
  • افکار ما حاصل باورهای ما هستند، پس قبل از هر چیزی باورهای مخرب و اشتباه گذشته خود را تصحیح کنیم.
  • قدرت تلقین را درست کم نگیرید و از آن برای تصحیح باورهای غلط و به دنبال آن داشتن افکار مثبت بهره ببریم.
  • از تلقینات منفی به دور باشید و در صورت مواجه بدانید که خود شما هستید که می‌توانید به آن‌ها قدرت بخشیده و یا آن‌ها را بی اثر کنید.

برگرفته از کتاب قدرت فکر نوشته ژوزف مورفی