Rate this post

آیا تا به حال در مورد معجزه شفا یا قدرت افسانه‌ای شفابخش افراد مقدس در داستان‌های قدیمی چیزی شنیده‌اید؟ یا با کسانی برخورد کرده‌اید که بیماری آن‌ها با نیروی جادویی یک فرد خاص برای همیشه درمان شده باشد؟ با ما همراه باشید تا معجزه شفا را به شما نشان دهیم.

اگر توجه کرده باشید، در اکثر افسانه های قدیمی ملت های مختلف، به یک نیروی مرموز پنهانی اشاره شده است که با قدرت بالای خود توانسته است بیماران را به طرز معجزه آسایی شفا دهد. در این داستان‌ها آمده است، افراد خاصی که به ظاهر قدرت ماورایی دارند با تشریفاتی از قبیل سحر، جادو، طلسم و…. باعث از بین رفتن همه آثار درد و رنج در افراد شده‌اند. حالا وقت آن رسیده‌است که بدانید در تمام این داستان‌ها فقط و فقط از نیروی خود بیمار کمک گرفته شده است. نیروی که در درون همه ما وجود دارد و به آن ضمیر باطن می‌گوییم.

قدرت شفادهنده ای در درون همه ما با نام ضمیر باطن وجود دارد که با ایمان به آن روند درمان هر بیماری به سرعت پیش خواهد رفت.

معجزه شفا در نزدیکی شماست

ضمیر باطن و نیروی شفا

گفتنی است شما دارای ذهنی هستید که دو جنبه خودآگاهی و ناخودآگاهی دارد و ضمیر باطن (بخش ناخودآگاه) کنترل کامل وظایف و احساسات واقعی شما را در اختیار دارد. اصل مهم و مورد استفاده در این میان آن است که این بخش یعنی ضمیر باطن به راحتی تحت تأثیر تلقین قرار می‌گیرد. برای روشن شدن این مطلب بهتر است ابتدا داستان چند نفر از بیماران شفا یافته را با یکدیگر مرور کنیم. به نمونه‌های زیر توجه کنید.

فردی به شدت دچار بیماری ریوی بود. پسرش تصمیم گرفت پدرش را درمان کند، به همین دلیل قطعه چوبی به او داد و گفت، بسیاری از افراد با لمس کردن آن شفا یافته‌اند. پدر آن را گرفت و روی سینه خود قرار داد، در سکوت به عبادت پرداخت و سپس به خواب رفت. صبح روز بعد دیدند که او کاملاً شفا گرفته و تمام آزمایش‌ها منفی از کار درآمدند.

حتماً به این نکته توجه کنید، قطعه چوبی که پسر از پیاده‌رو آورده بود این پدر را شفا نداد، بلکه  قدرت ضمیر باطن، توقع، انتظار و ایمان به دست یابی به یک شفای معجزه آسا بود که باعث شد آن مرد درمان شود. این پدر هرگز به ترفند پسر پی نبرد و تا سن 89 سالگی به زندگی خود ادامه داد. در واقع این پسر توانسته بود قوه شفادهنده درون پدر خود را آزاد کند.

در مورد دیگری، یکی از کشیش‌های آفریقای جنوبی با روش خود توانست قوه شفا دهنده فردی که از فلج عضوی رنج می‌برد را به حرکت درآورد. او به این فرد گفت، یک تصویر زنده از خود بسازد و خود را در حال رفتن به دفتر کار و انجام امور روزمره کاری خود که در حالت سلامتی ممکن بود انجام بدهد، مجسم کند. به او توضیح داد که این تصویر ذهنی از تندرستی کامل که او در ذهن خود می‌سازد، از سوی ضمیر باطن قبول خواهد شد. او طبق همین روش احساس کرد که در دفتر کار خود می‌باشد و تصور کرد به راحتی در حال انجام امور خود می‌باشد. او می‌دانست که به ضمیر باطن خود درخواستی می‌دهد تا برایش به واقعیت تبدیل کند. بعد از چند روز تمرین این تصویر سازی به واقعیت تبدیل شد. بله فرایند شفا شروع شد و او در موقعیتی قرار گرفت که مجبور شد از جای خود برخیزد تلفن را پاسخ دهد و شفا پیدا کند.

در اینجا تنها روش بکار برده شده تصویر سازی سلامتی از طریق ذهن فرد بیمار بود. او تصور کرد و توجه خود را روی قدرت شفا دهنده  درونی خود متمرکز کرد در نتیجه این عمل، ضمیر باطن او به  این تصویر پاسخ داد.

برای آشنایی با عملکرد شگفت انگیز ضمیر باطن پیشنهاد می‌کنیم مقاله گنج درون را مطالعه کنید.

در جایی دیگر یک پروفسور فرانسوی به نام برنهایم، در کتاب درمان تلقینی خود داستان مردی را مثال زده است که از فلج زبان خود بسیار رنج برده و بیماریش به هیچ روش درمانی جواب نداده بود. پزشک معالج بیمار به او گفت که می‌تواند با وسیله‌ای که در اختیار دارد، او را درمان کند و بیمار نیز حرف او را باور کرد. به همین دلیل وقتی دکتر دماسنج جیبی خود را در دهان وی گذاشت، بیمار تصور کرد این همان وسیله شفا بخش است که قرار است او را نجات دهد. همین تلقین باعث شد او بعد از چند دقیقه از خوشحالی فریاد بزند که زبانش از حالت فلج بیرون آمده است. درواقع این قدرت ایمان و باور این فرد بود که به صورت تلقین قوی روی ضمیر باطن او اثر گذاشته و او شفا یافته بود.

گفتنی است تلقین ذکر شده به قدری قدرتمند است که حتی می‌توان تحت تأثیرات تلقینات هیپنوتیسمی عوارض منفی در شخص ایجاد کرد و برعکس شفا، فردی را دچار بیماری یا مشکل کرد. مثلاً اگر شما یک فنجان پر از آب سرد را جلوی بینی یک شخص بگیرید و با تلقین هیپنوتیسمی به او بگویید، این لیوان پر از فلفل است و آن را بو کن، شخص شروع به عطسه کردن خواهد کرد و دلیل آن قطعاً تلقین شما بوده، نه فلفلی که در واقعیت درون لیوان نبوده است. پس تلقین به ضمیر باطن است که شفای بیماری را به دنبال خود می‌آورد. همانگونه که دادن تلقین‌های منفی باعث به وجود آمدن بیماری در وجود ما می‌شود.

چگونه نیروی باطن یک بیمار را شفا می‌دهد؟

خب به نمونه‌های ذکر شده دقت کردید؟ در تمامی موارد، قدرت شگفت انگیز شفا یا بهتر بگوییم معجزه شفا در دستان خود فرد بیمار بوده است. روش‌های به کار برده شده تنها راه دست یابی به این قدرت را به فرد نشان می‌دهد و این قوه را تحریک می‌کند. پس بیایید با یکدیگر بررسی کنیم که این افراد چگونه از طریق نیروی ضمیر باطن فرد بیمار را شفا می‌دهند. چرا خود ما نتوانیم این روش را برای درمان هر دردی که برایمان پیش می آید به کار ببریم؟

اول از همه به طور مکرر به خود یادآوری کنید که ضمیر باطن شما دارای نیروی شفا دهنده است و به آن ایمان داشته باشید. بعد از آن لازم است بدانید هر ایده، تصور و فکری که در ذهن شما وجود دارد یک چیز واقعی است. به این واقعی بودن ایمان داشته باشید تا آن را آشکار کنید. از این گفته یک نتیجه جالب در مورد بیماری‌ها می‌توان گرفت و آن این است:

هیچ چیزی در واقعیت روی تن ما آشکار نمی‌شود، مگر اینکه الگوی مشابه آن در ذهن ما وجود داشته باشد. پس منشأ همه بیماری‌ها در فکر است.

در تمام موارد فوق افراد به اصطلاح شفا دهنده از این قدرت موجود در درون بیماران آگاه بودند و به این قدرت ایمان داشتند. این افراد و تمام کسانی که در طول عمر خود در مورد قدرت شفا دهندگی آن‌ها داستانی شنیده‌اید به هر دین و مذهبی که بوده‌اند، فقط و فقط به روش‌های مختلف موفق به تحریک و آزاد شدن قوه شفا دهنده درون بیمار شده‌اند.

می‌توان گفت در عصر حاضر نیز یک روانشناس و یا روانپزشک با از بین بردن موانع ذهنی یک بیمار باعث آزاد شدن نیروی شفا در او شده و حتی یک جراح و پزشک نیز همین کار را با از میان برداشتن موانع جسمانی انجام می‌دهد. در واقع ضرب المثل معروف « دکتر زخم را پانسمان می‌کند ولی آن کس که شفا می‌دهد خداست.» بیانگر همین مسئله بوده و اشاره به هدیه گرانبهایی دارد که خداوند در درون هر انسانی به ودیعه قرار داده است . در نتیجه کلید حل مشکل در هر نوع بیماری چه جسمی و چه روحی آزاد سازی این قدرت و تمرکز روی آن است.

راهکارهای مناسب برای جذب شفا

برای آزاد سازی این نیرو موارد زیر برای رسیدن به معجزه شفای کامل بسیار راهگشا خواهند بود:

  • این جملات و یا مشابه آن را تکرار کنید: «هر سلول و یا عضله ( بسته به نوع بیماری می‌تواند تغییر کند) من اکنون پاک و کامل شده و تمام بدنم سالم و هماهنگ است.» یادتان باشد هر شب قبل از خواب جملاتی مشابه این را تکرار کنید. و بدانید که در طول ساعاتی که خواب هستید ضمیر باطن به فعالیت خود ادامه داده و روی این جمله‌ها کار می‌کند.
  • هرگز نام کسالت و بیماری خود را به زبان نیاورید و در مورد آن صحبت نکنید. در واقع توجه خود را از آن دور سازید و به آن کم محلی کنید همان طور که مثلاً نسبت به کسی که دوست ندارید بی توجهی می‌کنید. اگر این کار برای شما سخت است به جای فکر نکردن به علائم بیماری خود سعی کنید به چیزهای بهتر مثل کارهایی که قرار است در یک روز بدون درد و یا روزی که شفا یافته‌اید انجام دهید، فکر کنید. در واقع روز مورد دلخواه خود را تصور کنید.
  • یقین داشته باشید هر چیزی که به شما کمک کند تا از ترس و نگرانی آزاد شوید و به قدرت شفا دهنده درون خود ایمان آورید، به شفای بیماری‌های روحی و جسمی شما کمک خواهد کرد.
  • از قدرت درمان به وسیله نیایش و دعا غافل نشوید. در این روش، هم زمان هر دو ضمیر خودآگاه و ناخوداگاه شما با هم به سمت یک هدف که می‌تواند معجزه شفا و درمان بیماری شما باشد، متمرکز می‌شوند. در واقع برای شفایی که در پیش رو دارید از خداوند سپاسگزاری می‌کنید و در طول نیایش یک لحظه هم به ترس و نگرانی فکر نمی‌کنید. دلیل این امر اطمینان مطلق به قدرت شفا خواهد بود.
  • توجه کنید که می‌توانید برای عزیزانتان نیز دعا کنید و این نیروی شفادهندگی معجزه آسا را در آن‌ها هم فعال کنید. ازآنجا که ذهن جهانی بر همه جا حاکم است، دعای شما در حق دیگران منجر به آزاد شدن نیروی شفا خواهد شد.معجزه شفا در نزدیکی شماست

خب دیدید که معجزه شفا که تاکنون فکر می‌کردید فقط می‌تواند در دستان افراد خاصی باشد، در درون خود شما قرار گرفته است و فقط کافی است که موانع را از سر راهش بردارید تا آزاد شده و نیروی شگفت انگیزش را به رخ شما بکشد. پس لحظه‌ای درنگ نکنید و با ایمان به این قدرت و تغییر باورهای خود به سرعت به سوی دنیایی پر از سلامتی و شادابی پرواز کنید.

برگرفته از کتاب قدرت فکر نوشته ژوزف مورفی